سفارش تبلیغ
صبا
 
هیچ حرکتی نیست، مگر آنکه در آن نیازمند شناختی هستی . [امام علی علیه السلام]
 
امروز: شنبه 97 تیر 2

 این روزها شاهد دگرگونی فرهنگ در جامعه هستیم بعضی خوب و بعضی هم بد یکی از این دگرگونی ها در فرهنگ ازدواج است. هرچند صحبت در این زمینه بدون پرداختن به مقوله دوست و دشمن کار ساده ای نیست اما سعی می کنم در حد امکان فقط به خود فرهنگ بپردازم.

ابتدا خوب است بدانیم طبق آمار سازمان بهداشت جهانی افراد متأهل نزدیک به 50 تا 60 درصد کمتر از افراد مجرد مریض می شوند و وقتی هم که مریض می شوند در زمان کمتری مداوا می گردند.

در جامعه امروز شاید بتوان گفت 80 تا 90 درصد ملاک های ازدواج مادی است مانند میزان تحصیلات، شغل، درآمد، خونه، ماشین، شکل و قیافه نمونه هایی از ملاک هاست و در تحقیقات هم که امروزه همسایگان کمتر همدیگر را می شناسند شاید اطلاعاتشان درست نباشد و در آخر اگر نمازی هم بخواند بد نیست.

نتیجه اینکه سن ازدواج بالا می رود چون باید شاخصه های بالا را داشته باشد که بعضاً به حدود 30 سال هم می رسد ثمره اش هم آمار بالای طلاق، دعوا، جرم و جنایت، فساد و فحشا، افسردگی ها و ... می باشد.

حال این ملاک ها شباهی به لیبرالیسم و متریالیسم و امپریالیسم ندارد؟

بیش از 80% جنایتکاران مجردند.

در این باره بسیار می توان صحبت کرد اما به همین خلاصه اکتفا می کنیم.

فرض کنید دو جوان را دو تکه گِل در نظر بگیریم که در دوران جوانی این گل ها تازه اند، حال ازدواج، برخورد دوتکه گل تازه است که با هم چفت و مچ می شوند ولی در سنین بالا این دو تکه گل خشک شده اند حال اگر ازدواج کنند چه اتفاقی می افتد؟

بعضی وقت ها خرد شدن تکه گل ها و اگر بخواهند باهم چفت شوند باید آن ها را سایید که قطعاً درد و رنج بسیار دارد (البته همیشه چنین نیست خیلی اوقات تفاهم وجود دارد).

شاید نزدیک به 80 درصد جامعه را اقشار سطح متوسط شکل می دهند در صورتی که توقعات ما بیشتر شبیه زندگی اقشار سطح بالا و تاجر است که رسیدن به آن بد نیست اما ملاک قرار دادن و در حسرت آن بودن صدمات جبران ناپذیری دارد که رسانه در شکل گیری این تقعات بی تأثیر نیست.

همه ازدواج خود را به خاطر اینکه می خواهم درس بخوانم، می خواهم شغل مناسب پیدا کنم، می خواهم خواستگار کارمند بیاید، می خواهم خونه بخرم و ... به تأخیر می اندازند که خیلی وقت ها این تأخیر شاید به 10 سال یا بیشتر هم برسد.

اصولاً این بهونه ها نه تنها فشارها را بر فرد کم نمی کند بلکه زیادتر هم می کند و باگذر زمان این افزایش، بیشتر هم می شود.

چه اشکالی دارد که به جای این همه فشار روحی و جسمی ازدواج خود را انجام دهد و با انگیزه و شور و نشاط بیشتری به فعالیت های خود ادامه دهد و به چیزهایی که علاقه دارد در کنار معشوق و شریک زندگی خود برسد و آن ها را بدست آورد که یقیناً لذت بیشتری از بدست آوردن آن ها می برد.

آیا این همه مخارج بالای ازدواج ضروری است یا چشم و هم چشمی؟ در کجای اسلام آمده؛ طالار آنچنانی، میوه و شیرینی و شام و ... آنچنانی، سرویس طلا، جهاز فلان و...

به کجا چنین شتابان، قدری تأمل

با کمی صبر و بردباری، افزایش مدت عقدبستگی و کاهش توقعات و گذشت مطمئناً زندگی خیلی بهتر ازاین می شود.

والله مع الصابرین

نیازهای اساسی زندگی چیست؟ آیا خونه و مبلمان و تلویزیون LCD   و یخچال ساید بای ساید و ... جزء نیازهای اساسی است؟

آیا بدون ویترین حداقل 2 میلیونی و سرویسهای بلور چند میلیونی که شاید هیچ وقت هم از ویترین بیرون نیایند و فقط چند وقت یک بار وقت ما را برای تمیز کردنشان بگیرند زندگی لنگ می ماند و یا تخت و کمدهای فضایی که به قول بعضی ها تنها کاراییشان درآوردن چشم فامیل است.

این همه تجملات تا به کجا هواسمان باشد اینجا بهشت نیست وسیله ای برای رسیدن به بهشت است. این زندگی بی مهر و محبت که اساس ارتباطاتش تجملات است ترسناک تر از آخرت است چرا که این دنیا کیفیت عقبی را تعیین می کند.

کمی تفکر بد نیست.

یک ساعت تفکر بالاتر از 12000 هزار بار ختم قرآن است. پیامبر اکرم

اگر کسی تمام عمر قرآن بخواند شاید نتواند 12000بار قرآن را ختم کند پس بهتر است در آیات آن تفکر کنیم!

البته دشمن هم بیکار نبوده و سرمایه گذاری ها برایمان کرده که گفتم در این باره نمی خواهم بنویسم شاید در مقالات بعد از آن زاویه نوشتم.

علیکم انفسکم

البته والدین هم باید هواسشان باشد که چه مسئولیت سنگینی دارند برای تربیت فرزندان و آماده کردن آن ها برای زندگی آینده، متأسفانه بعضی والدین فکر می کنند همین که فرزندشان به مدرسه می رود و کلاس زبانی همه چیز را یاد می گیرد و راه و رسم زندگی درست را می آموزد ولی سخت در اشتباهند. والدین باید در تربیت فرزندان خود کوشا باشند و روش های تربیتی را خود بیاموزند و فرزندانشان را به طریقه صحیح تربیت کنند. یک پسر در حدود سن 20 سالگی و یک دختر در حدود سن 15 سالگی باید آماده ازدواج باشند و زندگی کردن را آموخته باشند. شاید برخی روانشناسان چیز دیگری بگویند اما یقیناً پیامبر صحیحترین را می گوید:

دو رکعت نمازی که متأهل بخواند بهتر از هفتاد رکعت نمازی است که مجرد بخواند

دو رکعت نماز متأهل بهتر است از یک شبانه روز عبادت عزب که روزش را روزه بگیرد، و شب را نماز بخواند

و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند(روم 21)

... زنان لباس شما هستند و شما لباس آنها ...(بقره 178)

و...

یک ساعت تفکر در آیات بیش از 12000...

تصمیم گیرنده نهایی خود فرد است هر چند تربیت و خانواده موثر است اما هر کس مختار است البته ایرادی ندارد اگر کسی به درستی پی ببرد و با استدلال و احترام خانواده خود را قانع کند البته از جدل دوری کنید و صبر پیشه کنید.

این به عهده خود جوانان است که سن ازدواج را پایین بیاورند و به جای اینکه شیطان دست و پای آن ها را به قل و زنجیر کشد آن ها شیطان را به قل و زنجیر کشند، درست است که ازدواج امری مستحب است اما همین مستحب برای خیلی ها مثل نماز واجب می شود، مواظب دنیا و آخرتتان باشید.

اساس دنیا بر زوجیت قرار دارد، در واقع واحد دنیا زوج است که در قرآن آمده همه چیز را جفت آفریدیم.

پس مواظب باشید که اگر آب سالم را برای رفع تشنگی گم کردید و تشنگی افزایش یافت آب آلوده یا حتی سم را هم با اشتیاق و ولع خواهید نوشید.

دقیقاً همین بلا را می خواهند سرمان بیاورند، اگر راه های درست رفع نیاز مسدود شد هر فسادی ممکن است...

زندگی عالی و پر از مهر و محبت، قیامت و آندلس فراموشمان نشود.

قصه ای تاریخی

در روزگاران دور منطقه کوچک و مسلمانی بود به نام آندلس و با جمعیت نه چندان زیاد، ولی هیچ قدرتی قادر به شکست آن نبود.

فرماندهان مختلفی با استراتژیک های متفاوتی به این منطقه حمله می کردند و البته که هیچ کدام هیچ موفقیتی به دست نیاوردند و با تمام تجهیزات و نیروهایشان شکست می خوردند تا اینکه یکی از سیاستمداران گفت این کارها بی فایده و بیهوده هزینه کردن است باید راه دیگری برای مقابله با این مردم برگزینیم و سیاست او این بود:

در این منطقه فساد و فحشا و ... را اشاعه دهید با لشکر کوچکی هم می توان از پسشان بر آمد.

ابتدا جنگ را پایان دادند بعد صلحنامه امضا کردند، بعد از مدتی روابط اقتصادی برقرار کردند و پله به پله پیش رفتند تا تمام فرهنگ را فتح کردند ارکان فرهنگ را مثل موریانه خوردند در نتیجه جوبی از خون راه انداختند و ...

حال فرهنگ ما کجاست

خواهشاً درباره هر چیزی بیطرف و بدون پیش زمینه تحقیق کنیم.

این متن بسیار خلاصه است اگر جایی احساس کردید متن ناقص است ببخشید بیش از این خیلی خسته کننده می شد.

ممنون

 فایل زیر تکه ای از سخنرانی استاد رائفی پور در مورد فرهنگ ازدواج است امید واردم استفاده کنید.

لینک دانلود

بخشی از سخنرانی استاد در مورد فرهنگ و آرایش

لینک دانلود


 نوشته شده توسط محمد در یادداشت ثابت - شنبه 91/12/27 و ساعت 10:10 عصر | نظرات دیگران()
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
درباره خودم
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 1
مجموع بازدیدها: 17672
فهرست موضوعی یادداشت ها
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه
 
وضیعت من در یاهو